Iran design اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس لرستان اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس لرستان

اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس لرستان
اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس لرستان

رویداد های ویژه اخبار

ضرورت مقابله با تهاجم فرهنگی ...

سرهنگ «علی حسین پازدار» معاون هماهنگ کننده سپاه حضرت ابوالفضل ...

تجلیل بسیج ورزشکاران لرستان از ...

به‌مناسبت هفته حجاب و عفاف سرگرد «سعید داوودی» مسئول بسیج ...

گردهمايی بزرگ حافظان حريم خانواده ...

به گزارش روابط عمومی اداره کل حفظ آثار و نشر ...

بدونِ حضور زنان پاکدامن ارزش‌های دفاع مقدس شکل نمی‌گرفت

به گزارش روابط عمومی اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس لرستان، سرهنگ «حجت الله ناصرپور» مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس لرستان در جلسه‌ای که امروز (شنبه) به مناسبت هفته حجاب و عفاف با حضور کارکنان این اداره کل برگزار شد، اظهار داشت: زنان  می‌توانند در طهارت و پاکی جامعه تأثیر بسیاری داشته باشند. وی با بیان اینکه حجاب و عفاف عرصه عملی ظهور و بروز عقاید و عرصه‌ای جهت ایفای نقش در جامعه است، افزود: زنان بواسطه اینکه خداوند جسمشان را طوری خلق کرده است که می‌توانند جاذبه‌هایی را ایجاد کنند می توانند در سالم مانند و پاکدامنی خانواده و جامعه بیشترین نقش را داشته باشند. مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس لرستان با اشاره به اینکه حفظ پوشش و حجاب امری فطری است، گفت: نگاهی به تاریخ پر افتخار ایران باستان نشان می‌دهد که رعایت حجب، حیا و پوشیدگی برای ساکنین این مرزو بوم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است.  ناصر پور با استناد به آیاتی از قرآن کریم که در آنها به مسئله حجاب پرداخته شده است، تصریح کرد: در زمان حضرت پیامبر اکرم (ص) به علت شکل پوششی که در بین زنان مرسوم بود، در هنگام رفتن به مسجد و عبور و مرور، مورد آزار و اذیت افرادی قرار می‌گرفتند که آیه «یا أیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لاِءَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیِبِهنَّ ذلِکَ أَدْنی أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کَانَ اللّه ُ غَفُورا رَحیما» نازل شد و فلسفه این آیه این است که زنان پاکدامن بواسطه حجابشان شناخته شوند و از آزار و اذیت مردان بی بند و بار در امان باشند. وی خاطر نشان کرد: تأکید بر حفظ حجاب برای این است که زندگی اجتماعی پاکی داشته باشیم چرا که با کم ارزش شدن حجاب و عفاف زندگی اجتماعی بی ارزش می‌شود. مدیرکل حفظ آثار و نشرارزش‌های دفاع مقدس لرستان با بیان اینکه وقتی فکر و ذهن الهی شود، چشمه‌های  حکمت از زبان، کردار و رفتار نازل می‌شود، ادامه داد: اگر یک زن فکر و ذهنش خدایی باشد، افکارش درعرصه گفتمانی و حرفه ای نمود پیدا می‌کند.  ناصر پور با بیان اینکه ارزش گوهر به این است که در صدف و پنهان‌ باشد، گفت: حجاب و عفت چیزی نیست که اجباری باشد جز تکالیف است و اگر زن بی حجابی باعث گناهکار شدن جوانی شود تا قیامت باید جوابگو باشد. وی با استناد به سخن امام خمینی (ره) که فرمودند اگر زنان نبودند نهضت اسلامی شکل نمی‌گرفت، افزود: اگر زنان عفیفه و پاکدامن نبودند، ارزش‌های دفاع مقدس شکل نمی‌گرفت و اگر زنان مطهره و ایثارگر در عرصه خانواده و اجتماع حضور نداشتند، امروز شاهد این همه موفقیت و پیشرفت نبودیم. انتهای پیام/

ساخت سردیس 5 تن از شهدای شاخص جهاد سازندگی لرستان

سرهنگ «حجت الله ناصرپور» مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس لرستان در جلسه ای که با حضور «عباسی» رئیس اداره امور ایثارگران جهاد کشاورزی لرستان در سالن جلسات اداره کل حفظ آثار و نشر ازش‌های دفاع مقدس لرستان برگزار شد، اظهار داشت: یکی از ارگان‌هایی که در دوران دفاع مقدس نقش خود را به خوبی ایفا کرد، جهاد سازندگی بود. وی با بیان اینکه جهاد سازندگی شهدای زیادی را تقدیم اسلام و انقلاب کرده است، افزود: بخشی از دانشنامه دفاع مقدس لرستان که در تدوین آن نقش همه ارگان‌ها، ادارات، نهادها و اقشار مختلف بررسی می‌شود، به شهدای جهاد سازندگی اختصاص خواهد یافت. ناصرپور از اعزام تیم پژوهشی اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس لرستان به سازمان جهاد کشاورزی استان برای مشارکت در تدوین و نگارش نقش جهادسازندگی در دوران دفاع مقدس، در آینده نزدیک خبر داد و گفت: سردیس پنج تن از شهدای شاخص جهاد استان در دوران دفاع مقدس، با مشارکت  اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس لرستان و جهاد کشاورزی ساخته می‌شود. مدیر کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس لرستان گفت: از کتاب‌هایی که قرار است در سال 98 با همکاری اداره کل حفظ آثار دفاع مقدس لرستان چاپ شود، پنج جلد به شهدای شاخص جهاد سازندگی لرستان اختصاص دارد. در این جلسه «عباسی» رئیس اداره امور ایثارگران جهاد کشاورزی استان از اعلام آمادگی سازمان جهاد کشاورزی لرستان در بررسی نقش جهاد سازندگی لرستان در دوران دفاع مقدس خبر داد و اظهار داشت: اسناد و مدارک فراوانی از رزمندگان جهادگر لرستانی به یادگار مانده است که در اختیار مرکز فرهنگی دفاع مقدس لرستان قرار خواهند گرفت. وی گفت: برگزاری مراسم شب خاطره‌ها و هم اندیشی با حضور خانواده شهدا، جانبازان و رزمندگان جهاد سازندگی استان، جزء برنامه های ما در سال 98 است. عباسی با بیان اینکه خانواده های شهدا حق بزرگی به گردن همه ما دارند، تصریح کرد: دیدار با خانواده های معزز شهدا، جانبازان و ایثار گرانِ جهاد سازندگی، جز برنامه های مستمر مسئولین جهاد کشاورزی لرستان است. انتهای پیام/

کتاب زندگینامه خلبانِ شهید «علی کیارش» نوشته می‌شود

به گزارش روابط عمومی اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس لرستان، «فریدون کریمی والا» مسئول بسیج هنرمندان سپاه حضرت ابوالفضل (ع) لرستان امروز (یک‌شنبه) در دیدار با سرهنگ «حجت الله ناصر پور» مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس لرستان از گردآوری اطلاعات و اسناد فراوانی راجع به خلبانِ شهید «علی کیارش» خبر داد و اظهار داشت: بیش از سه سال است که تصمیم به نوشتن کتاب زندگینامه شهید کیارش را گرفته‌ام و در این مدت با تحقیقات میدانی و کتابخانه‎ای موفق شدم اطلاعات فراوان و بسیار خوبی راجع به این شهید والا مقام  بدست آورم. وی با بیان اینکه شهید «علی کیارش» مؤلفه‌های مهمی مانند شجاعت و منش پهلوانی داشته است، افزود: در این کتاب تمام ویژگی‌های شخصیتی این شهید بزرگوار در مقابل دیدگان مخاطب قرار می‌گیرد. سرهنگ حجت الله ناصرپور نیز در ادامه گفت: اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس لرستان آمادگی لازم را برای چاپ و تدوین کتاب زندگینامه شهید «علی کیارش» در سال 98 را دارد و در این زمینه از هیچ کوششی دریغ نخواهد کرد.  مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس لرستان افزود: شهید «علی کیارش» یکی از شهدای شاخص لرستان است و ساخت تندیس و سردیس  ایشان نیز  در دستور کار بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس لرستان است. بر اساس این گزارش،«علی کیارش» در سال 1332 در روستای «ازناسگوند» از توابع «خرم آباد» متولد شد و دوران تحصیلی اش را در دبستان روستای «ایمان آباد» شروع و کلاس ششم را در دبستان «حکیم نظامی» ازنا پشت سر گذاشت. بعد از آن به علت نبودن دبیرستان در روستای زادگاهش برای ادامه تحصیل به «خرم آباد» عزیمت کرد و دوران دبیرستان را در دبیرستان امام خمینی (ره) فعلی واقع در خیابان 13 آبان با موفقیت سپری کرد. همزمان با تحصیل در رشته ورزشی بوکس تمرین می‌کرد. شهید کیارش در خانواده‌ای متوسط کشاورز و مذهبی رشد نمود و در سال 1351 در هوانیروز ارتش ثبت نام کرد. وی برای گذراندن آموزش‌های لازم وارد پایگاه فعلی شهید وطن پور اصفهان شد و بعد از طی آموزش‌های پرواز با هلی کوپترهای کبری انتخاب شدند. وی به علت رتبه‌های عالی که هنگام آموزش کسب می‌کرد به عنوان مربی آموزش هلی کوپتر انتخاب شد و در همان پایگاه محل آموزش خود مشغول آموزش خلبانان جدید شد. وی با استشمام عطر انقلاب اسلامی اگرچه یک فرد نظامی بود ولی به صف انقلابیون پیوست و همزمان با خدمت به کشور و آموزش خلبان های جوان سعی می کرد تا با طرق مختلف رفتاری و گفتاری اعتراض خود را نسبت به رژیم وقت بیان کند. شهید کیارش قبل از عید سال 1356 به خانواده اطلاع داده بود که می‌خواهد به مرخصی بیاید ولی با سپری شدن ایام تعطیل به منزل مراجعه نکرد. با پیگیری‌هایی که خانواده وی به عمل آوردند. متوجه شدند که این شهید والامقام با چند تن دیگر از خلبانان در پایگاه اعتصاب کرده بودند؛ چند روزی را در پایگاه، بازداشت شده بودند بر اساس این گزارش، شهید علی کیارش در سال 1358 ازدواج کرد و صاحب پسری به نام «بابک» شد. در سال 1359 به کردستان اعزام شد و به مقابله با اشرار و معارضین پرداخت و پس از شروع جنگ عراق علیه ایران، «کیارش» سه ماموریت را با موفقیت در منطقه جنوب انجام داد. بنا بر این گزارش، شهید کیارش در روز 22 آذر ماه 59 جهت انجام ماموریتی بر روی رودخانه کرخه به پرواز درآمد و پس از تار و مار کردن ارتش بعثی به پایگاه برمی‌گردد و در شب 23 همان ماه برای ادامه عملیات با شش هلی کوپتر جنگی به منطقه اعزام می‌شوند که پس از انجام عملیات، هلی کوپتر وی مورد اصابت گلوله های دشمن قرار گرفت. هلی کوپتر را در پایگاه شکاری دزفول می‌نشاند ولی «کیارش» سخت مجروح شده بود. وی را به بیمارستان داخل پایگاه منتقل می کنند. پس از اقدامات اولیه با تهران تماس گرفته می‌شود و درخواست یک هواپیما برای انتقال «کیارش» به بیمارستان در تهران می‌کنند که یک ساعت بعد این اقدام صورت می‌گیرد اما علی قبل از انتقالش به تهران در همان پایگاه دزفول به شهادت می‌رسد. انتهای پیام/

نقش‌آفرینی روحانیون لرستان در دوران انقلاب و دفاع مقدس مثال‌زدنی است

آیت‌الله سید احمد میرعمادی نماینده ولی فقیه در لرستان و امام جمعه خرم‌آباد در آیین تکریم و تجلیل از زحمات حجت‌الاسلام علی میناپور در مدیریت حوزه علمیه استان لرستان که با حضور حجت‌الاسلام غفوری قائم‌مقام حوزه‌های کشور، جمعی از روحانیون حوزه علمیه لرستان و سرهنگ «حجت‌الله ناصرپور» مدیر کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس لرستان برگزار شد، اظهار داشت: در طی مدیریت حجت‌الاسلام «علی مینایی»، حوزه علمیه لرستان پیشرفت قابل توجهی داشته است و این پیشرفت چیزی نیست جز آینده‌نگری و دوراندیشی رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی. آیت الله میرعمادی با بیان اینکه چیزی که مقام معظم رهبری 12 سال قبل فرمودند که حوزه‌های علمیه لرستان باید به جایگاه خودشان برسند، نشان از توجه ویژه ایشان به حوزه علمیه لرستان دارد، تصریح کرد: در حوزه‌های علمیه لرستان شخصیت‌های بزرگ علمی مانند آیت الله بروجردی‌، آیت الله کمالوند، آیت الله سید حسن طاهری و بزرگانی دیگر داشته‌ایم. نماینده ولی فقیه در لرستان ضمن تشکر از اقدامات ارزشمند حجت الاسلام میناپور افزود: روزی که ایشان به عنوان مدیریت حوزه‌های استان معرفی شد، با اینکه ایشان را ملاقات نکرده بودم، ولی با اطلاعاتی که راجع به وی به دست آوردم، از ایشان دفاع کردم؛ چرا که ایشان یک مدیر انقلابی، جانباز دوران دفاع مقدس و از نیروهای مخلص سپاه بوده است. وی با اشاره به ابعاد فرهنگی و تبلیغی شخصیت حجت الاسلام مینایی گفت: بیشترین وقت من برای امورات حوزه‌های علمیه است؛ چرا که معتقدم این سنگر می‌تواند به عنوان گرداننده امور مملکت و امور جامعه باشد و اگر یک نفر در اینجا تربیت شود، می‌تواند یک شهر و منطقه را اداره کند. آیت الله میرعمادی تحصیلات حوزوی و ملبس شدن به لباس روحانیت را میراث فرهنگی اهل بیت (ع) دانست و بیان کرد: ما در مکتب امام صادق (ص) شاگردی می‌کنیم. ما امروز میراث علمی امام رضا (ع) را داریم که مشهورترین لقبش عالم آل محمد (ص) است. شاگردانی که امام رضا تربیت کرده، اسم‌شان در تاریخ ثبت شده است. نماینده ولی فقیه در لرستان با بیان اینکه مکتب علمی قم که اشعری‌ها پایه گذاری کردند، به برکت وجود امام رضا (ع) بوده است، افزود: امام رضا فرمودند علوم و معارف ما را یاد بگیرید و به مردم یاد بدهید.  وی با ذکر سخن امام رضا (ع) که فرمودند «اگر مردم زیبایی‌های کلام ما را بفهمند از ما تبعیت می‌کنند»، اظهار داشت: حیات جامعه به علم و دانش بستگی دارد و امروز معنویت، بصیرت و پیشرفت جامعه ما مدیون حوزه‌های علمیه است. آیت الله میرعمادی با بیان اینکه اگر حوزه‌های علمیه نبودند، از این معنویت و بصیرت و آگاهی‌بخشی نسبت به دین خبری نبود، تصریح کرد: در آموزش، پژوهش، مسائل فرهنگی و تبلیغی، روش کار و روش آموزش بسیار مهم است که  چگونه محاسن کلام اهل بیت (ع) را القا کنیم که مردم تبعیت کنند و انگیزه‌ ایجاد شود.  امام جمعه خرم آباد، درایت را فهم عمیق و تدبر مسائل دانست و عنوان کرد: درایت آن درک دقیق است نه اینکه مجموعه‌ای از علوم را حمل کنیم و راوی باشیم و روایتی که در آن درایت باشد، ارزشمند است. وی با بیان اینکه آینده بشریت به حوزه‌های علمیه بستگی دارد، گفت: امروز انقلاب اسلامی ما به سایر ملل آزادی‌خواه صادر شده است. ما در کشورهای دیگر حوزه‌های علمیه داریم که در بیداری مردم جوامع بسیار نقش دارند. نماینده ولی فقیه در لرستان در ادامه گفت: شیخ زکزاکی پرورش‌یافته حوزه علمیه قم چقدر تأثیرگذار بوده است؟ هر کدام از ما می‌توانیم به اندازه شیخ زکزاکی در آگاه‌سازی  و بصیرت‌افزایی، مؤثر باشیم. انتهای پیام/

زندگینامه شهدا و ایثارگران از بهترین الگوهای زندگی اسلامی است

حجت‎الاسلام «سید محمد حسین طباطبایی» مدیر کل اوقاف و امور خیریه لرستان، عصر امروز در جلسه کارگروه فرهنگی امر به معروف و نهی از منکر که در سالن جلسات اوقاف و امور خیریه لرستان با حضور نمایندگان دستگاه‌ها و ادارات برگزار شد، اظهار داشت: همه باید سعی کنیم که گناه و معصیت در جامعه به عنوان یک رویه جاری تبدیل نشود. وی با بیان اینکه باید برای مهار منکرها و ترویج معروف ها برنامه‌های کوتاه مدت و بلندمدت داشته باشیم، افزود: استان لرستان دارای ظرفیت های بالای فرهنگی است که باید از این ظرفیت ها به نحو احسن برای ترویج حسنات استفاده کنیم. حجت‎الاسلام طباطبایی گفت: باید آسیب های درون استان را در زمینه‌های مختلف شناسایی کنیم و با یک اراده جمعی مشکلات را حل کنیم. مدیر کل اوقاف و امور خیریه لرستان با بیان اینکه 20 سال قبل مقام معظم رهبری در خصوص تهاجم فرهنگی هشدار دادند، تصریح کرد: متاسفانه ما فرمایشات رهبر فرزانه انقلاب را در خصوص تهاجم فرهنگی دشمن جدی نگرفتیم. وی بیان کرد: دشمنان ما که در تهاجم نظامی موفق به از بین بردن نظام جمهوری اسلامی ایران نشدند، محکم ایستاده اند که به ارزش‌های ملی و مذهبی ما ضربه بزنند بلکه به اهداف شوم خود برسند. حجت الاسلام طباطبایی با ابراز تأسف از اینکه برخی از نهادهای فرهنگی وظیفه خود را در قبال حفظ و صیانت از فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی انجام نمی‌دهند، عنوان کرد: بر پایی نماز جماعت در مدارس و ادارات بسیار مهم است که گاهی اوقات شاهد کم توجهی مسئولات در این زمینه هستیم. مدیر کل اوقاف و مور خیریه لرستان در ادامه به نقش صدا و سیما در تغییر سبک زندگی اشاره کرد و گفت: صدا و سیما باید زندگی افراد موفقی را که با شیوه های تربیت اسلامی بزرگ شده اند و به جایگاه رفیعی رسیده اند به عنوان الگو به مردم معرفی کند. وی اظهار داشت: زندگینامه شهدا و ایثارگران از بهترین الگوهای زندگی اسلامی هستند که با ترویج سیره عملی و سبک زندگی این عزیزان، جلوی بسیاری از منکرها و مفاسد گرفته می‌شود. حجت الاسلام به ساخت فیلم های کوتاه و تاثیرگزار در زمینه حجاب و عفاف اشاره کرد و گفت: اگر می‌خواهیم در زمینه حجاب و عفاف موفق شویم باید توجه به قانون حجاب در کشورمان را در دستور کار نهادهای فرهنگی بگنجانیم. انتهای پیام/

ضرورت مقابله با تهاجم فرهنگی و جنگ نرم دشمن

سرهنگ «علی حسین پازدار» معاون هماهنگ کننده سپاه حضرت ابوالفضل (ع) لرستان عصر امروز در جلسه  کار گروه فرهنگی  امربه معروف و نهی از منکر که در سالن جلسات اوقاف و امور خیریه لرستان برگزار شد، اظهار داشت: امروزه ناهنجاری‌هایی در سطح جامعه دیده می‌شود که در شان جامعه ولایی و انقلابی ما نیست. وی با اشاره به تبعات بی‌حجابی و بدحجابی در جامعه، افزود: باید با هم اندیشی و با ارائه راهکارهای خوبی بتوانیم به نتایجی برسیم. پازدار گفت: ما به عنوان اعضای ستاد امر به معروف و نهی از منکر لرستان باید از همه افراد و دستگاه‌ها بخواهیم که معروفات دین اسلام را ترویج کنند و در برابر منکرات عکس العمل نشان دهند. معاون هماهنگ کننده سپاه لرستان با تأکید بر سالم سازی اماکن تفریحی و گردشگری عنوان کرد: باید سعی کنیم مدیریت مراکز تفریحی و گردشگری به دست افراد بی‌صلاحیت نیفتد. وی تصریح کرد: ما ملت با اراده و توانمندی هستیم که با استفاده از ابزارهای مختلف و با یک اراده جمعی و همت عمومی مشکلات را ساماندهی کنیم. پازدار با بیان اینکه ما در حوزه امر به معروف برخورد قهری نداریم، گفت: اگر تذکرات زبانی بی‌اثر بود، با کمک و مشورت نیروی انتظامی و سپاه از کار گروه امنیتی استفاده می کنیم. معاون هماهنگ کننده سپاه لرستان با تأکید بر الگو سازی در راستای  ترویج معروفات، اظهار داشت: با استفاده از علما  و کارشناسان، آنهایی را زندگی سالم و موفقی دارند در صدا و سیما معرفی کنیم و از خانم‌هایی که عفیف و محجبه هستند در مجامع از آنها تقدیر و تجلیل کنیم. وی با بیان اینکه باید گفتمان رایج را در جامعه بر علیه منکرات ترویج دهیم، تصریح کرد: تهاجم فرهنگی علیه ارزش‌های ما در دستور کار دشمن بوده و هست که باید برای مقابله با این تهاجم و جنگ نرم دشمن، اگر مسئولیتی به ما سپرده شده است، وظیفه خود را به خوبی انجام دهیم. انتهای پیام/

شهیدی که در تیپ ۵۵ هوابرد شجاعتش زبانزد بود/ با گروه کوچکی در مقابل تهاجم دشمن ایستاد

«هوشنگ رستمی» چهارم خرداد‌ماه سال ۱۳۱۹ در روستای «قلعه منصور» بیرانشهر از توابع شهرستان خرم‌آباد، به دنیا آمد. وی روزگار را در جمع خانواده‌ای با محبت و روستانشین گذراند تا به سن هفت سالگی رسید و تحصیل را در همان روستای محل تولدش آغاز کرد. هوشنگ علاقه زیادی به کسب علم داشت، همین عامل سبب شد تا ۲ پایه تحصیلی را در یک سال با موفقیت پشت سر بگذارد. وی پس از پایان دوره ابتدایی به «خرم‌آباد» هجرت کرد تا تحصیل را ادامه دهد، تحصیلاتش را تا مقطع کارشناسی در رشته علوم و فنون نظامی ادامه داد و در کسوت نظامی‌گری وارد ارتش شد و پس از طی دوره تکاوری و چتربازی، خدمت خود را در تیپ ۵۵ هوابرد آغاز کرد. هوشنگ در جریان نا آرامی‌های داخلی کشور که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شروع شد، تا پایان جنگ تحمیلی در تیپ ۵۵ هوابرد در سمت‌های مختلف از جمله فرماندهی گروهان و گردان پیاده نقش‌آفرینی کرده و شجاعت و دلیری وی زبان‌زد عام و خاص بود. عملکرد رستمی در دفاع از مرز‌ها به ویژه «سومارو»، «نفت‌شهر» و نظارت بر احداث جاده مرزی در این ناحیه در زیر دید و تیر دشمن، تحسین شاهدان را برانگیخت. وی در جریان عملیات‌های آفندی و پدافندی پنج بار مجروح شد که یک‌بار در نبردی نزدیک، صورت وسینه‌اش مورد اصابت تیر مستقیم کلاشینکف دشمن قرار گرفت، اما به لحاظ بنیه قوی و اراده و ایمان پایدارش، این جراحت‌ها را تحمل کرد. رستمی در جریان تهاجم سراسری ارتش عراق در ۶۷/۰۴/۳۱ با گروه کوچکی در مقابل تهاجم وحشیانه دشمن ایستاد و با انهدام اولین تانک متجاوز در محور سومار - ایوان، در نقطه‌ای به نام «دره شیطان» ستون عظیم زرهی دشمن را متوقف و ناچار به عقب نشینی کرد. وی مردی با استعداد و علاقه‌مند به فرهنگ و ادب بود و به لحاظ حسن خلق، روابط صمیمانه، گذشت و کرامت نیز دارای جاذبه و محبوبیتی کم‌نظیر در بین دوستان، بستگان و آشنایان بود. سرانجام «هوشنگ رستمی» در ۲۰ آذرماه سال ۱۳۶۹، هنگامی که در سمت معاونت لشکر ۸۴ انجام وظیفه می‌کرد، به منظور کمک به مجروحی که در میان میدان مین دشمن واقع در نقطه مرزی «کانی شیخ» بر زمین افتاده بود و نیاز فوری به امدادرسانی داشت، بدون توجه به خطر میدان مین وسیع و متراکم دشمن، وارد آن محل شد و خود نیز در اثر برخورد با مین و انفجار شدید آن به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

مداحی که آرزو داشت بی سر شهید شود/ اي خوشا با فرق خونين در لقاي يار رفتن!

شهید «جلال کاوند» در سال 1332 در بروجرد، به دنيا آمد. وی تحصيلاتش را تا مقطع راهنمايي، در بروجرد سپري كرد. هنگام فراغت از تحصيل؛ به ويژه در تعطيلات تابستاني با كار و تلاش فراوان مخارج شخصي و تحصيلي خود را به دست مي آورد. پس از آن جلال برای تامین هزینه زندگی خانواده ترک تحصیل نمود و راهی تهران شد، در تهران در کارگاه خیاطی مشغول به کار شد. وی به علت علاقه زیادی که به قرآن داشت اوقات فراغتش را در جلسات تعلیم قرآن و مراسم مذهبی میگذراند، حضور در این کلاس ها باعث آشنایی و صمیمیتش با افراد مذهبی همچون شهید بروجردی شد. قیام 15 خرداد جلال را با تفكرات حضرت امام خميني (ره) آشنا کرد و از همان اوایل، به پيروي از خط و مشي ایشان پرداخت. «شهيد كاوند» فعالیت های انقلابی اش در قالب پخش نوار، اعلامیه و عکس حضرت امام (ره) شروع و چشمگیر شد، به همین علت ساواک درصدد تعقیبش برآمد، سپس به زادگاه خود بروجرد بازگشت. وی به طور ناشناس به فعالیت هایش ادامه داد و پلی بین انقلابیون بروجرد و تهران برقرار کرد. انقلاب اسلامی به پیروزی رسید؛ جلال در سال پیروزی انقلاب با فاطمه آزما ازدواج کرد و صاحب دو فرزند پسر و دو فرزند دختر شد. «شهید کاوند» در 26 مهر ماه 1359 ملبس به لباس سبز پاسداری شد، در مدت خدمتش مسئولیت های مختلفی را به عهده گرفت از جمله: مسئول واحد عملیات بروجرد، مسئول دفتر فرماندهی بروجرد، معاون اطلاعات سپاه بروجرد، فرمانده گروهان و فرمانده گردان. شهيد «جلال كاوند» در زمان حضورش در كردستان، تمام حركات ضد انقلابي را زير نظر ميگيرد و در درگيري هاي مختلف كردستان و حوادث دردناك آنجا همواره يكه تاز مقابله با ضدانقلابیون بود. جلال با اين كه بسيار ملايم و نرم بود؛ اما در مقابل گروهك هاي منحرف و عناصر خود فروخته و وابسته، با شدت عمل و بر مبناي «اشدا علي الكفار» برخورد مي كرد. تواضع و اخلاق شهيد هيچگاه «من» نمي گفت و از خودش تعريف نمي كرد و هميشه به دنبال كار بود. آنچه براي او مطرح بود، فداكاري و ايثار و مبارزه بود. جهاد و فداكاري او در حد عالي بود. پاكي و بي آلايشي شهيد «جلال كاوند» در بين همرزمانش همواره سخن روز بود. ايشان به عنوان فرماندهي كه مسؤوليت يك تيپ را بر عهده گرفته بود مي كوشيد كه مبادا لحظه اي از خضوع و خشوع نسبت به حضرت حق غافل باشد. هنوز پاسداران بروجرد، طعم دلنشين دعاي صبحگاهي او را در ذهن دارند و با لحن زيبايي كه دعا را مي خواند. «شهيد كاوند» گاهي نيز مداحي ميكرد:  اي خوشا با فرق خونين در لقاي يار رفتن! «شهید کاوند» در عملیات بیت المقدس از ناحیه چشم مورد اصابت ترکش قرار گرفت و مجروح شد ولی این مجروحیت خللی بر اراده اش در مقابله با دشمنان و متجاوزان وارد نکرد و پس از بهبودی بی درنگ به مناطق عملیاتی رفت. سرانجام جلال در سوم خرداد ماه سال شصت و پنج بر اثر اصابت ترکش در منطقه «حاج­عمران» سرش از تن جدا شد و به آرزويش؛ يعني شهادت در راه خدا رسید. فرازي از وصيتنامه بسم الله الرحمن الرحيم زندگي من، سراسر مبارزه بود؛ هدف  اين مبارزه، چيزي جز برپايي اسلام نبود. خورشيد اسلام طلوع كرد و آن كسي نبود؛ جز حضرت امام خمينی (ره) كه ما را به صراط مستقيم هدايت كرد. من و برادرانم، خودمان را وقف راه اين خورشيد درخشان كرديم. در كارگاه خياطي، استادِ جمال بودم؛ ولي او با شهادتش من را شاگرد خود ساخت و راه عاشق شدن را به من آموخت. حالا ديگر چيزي از خداوند؛ به جز شهادت، نمي­خواهم. مي دانم كه به اين فيض عظيم خواهم رسيد. چه زيباست كه مانند  حسين بي سر به لقا يار رفتن. خدایا! برای من سخت است که ابی عبدالله با تن بی سر به شهادت برسد و من سر در بدن داشته باشم.  توصيه من بر تمام منتظران مهدي اين است كه دنبال اسلام برويد كه اسلام، چيزي جز اطاعت از «ولايت فقيه» نيست كه همانا استمرار حركت انبياست.

غسلی از جنس شهادت

شهید «مسعود امیدیان دهنو» در پنجم تیرماه سال ۴۹ در روستای سراب داوود از توابع شهرستان دلفان از مادری به‌ نام آمنه و پدری به‌ نام احمد متولد شد. تحصیلات خود را تا دوره راهنمایی ادامه داد و به شغل حوزوی و طلبه علوم دینی روی آورد و در سی‎ام آبان‌ماه سال ۶۶ در ارتفاعات گرده‌رش بر اثر اصابت گلوله به سینه و کمر و صورت به شهادت نائل آمد و پیکر مطهرش را در بهشت زهرای روستای سراب‎داوود از توابع شهرستان دلفان به خاک سپردند. در فرازی از وصیت‌نامه شهید مسعود امیدیان دهنو آمده است: «پدر و مادرم! امیدوارم که صبور و مقاوم باشید زیرا که من راه حسین(ع) را پیموده‌ام. پدر و مادرم! شیون و زاری نکنید زیرا کسی نبود که برای امام حسین(ع) شیون کند یا لباس سیاه بپوشد. از طرف خداوند برای من طلب آمرزش بخواهید. پدرم! همانند پدران دیگر صبور باش زیرا که اگر شما ناراحت باشید دشمنان اسلام خوشحال می‎شوند. امام را فراموش نکنید و شخصیت‌ها را تنها نگذارید». وصیت‌نامه شهید امیدیان‌دهنو «و البته نپندارید کسانی را که در راه خدا کشته شده‌اند، مرده‌اند بلکه زنده و در لطف خداوند متنعم هستند و به فضل و رحمتی که از جانب خداوند نصیبشان گردیده شادمان هستند. آری، مردم شهیدپرور و پدر و مادرم! وصیت‌نامه‌ام را با زبانی عاجز و بیانی ناقص شروع می‎کنم. اولاً پدر و مادرم امیدوارم که صبور و مقاوم باشید زیرا که من راه امام حسین(ع) را پیموده‌ام. پدر و مادرم شیون و زاری نکنید زیرا کسی نبود که برای امام حسین(ع) شیون کند یا لباس سیاه بپوشد و از طرف خداوند برای این‌جانب طلب آمرزش بخواهید و امیدوارم که مرا حلال کنید. پدرم! همانند پدران دیگر صبور باش زیرا که اگر شما ناراحت باشید دشمنان اسلام خوشحال می‎شوند.امام را فراموش نکنید و شخصیت‌ها را تنها نگذارید». خاطراتی از همرزم شهید شهید در ایام قبل‌از شهادت خود حوزه علمیه را سنگر خود قرار داده بود و در جبهه علم و تقوا همیشه الگو و نمونه بود در دوران راهنمایی فعالیت‌های زیادی در مدرسه داشت به‌خصوص با افکار خرافاتی بعضی بچه‌ها به گفت‌گو و صحبت می‌نشست آن‌ها را نسبت به افکار واقعی و اسلامی فرا می‌خواند در پاییز سال ۶۶ با اعزام به مناطق غرب در صف رزمندگان اسلام در میهن اسلامی قرار گرفت با این‌که سن و سال او زیاد نبود با عشق به امام و انقلاب کلاس و درس و همه چیز را رها نمود و پا به عرصه جبهه و جنگ نهاد هرچند قبل‌ از آن نیز به جبهه‌ها اعزام شده بود اما اعزام پاییز ۶۶ چیز دیگری بود حالات عجیبی بر رفتار و افکار او دیده می‌شد قبل‌از اعزام به جبهه تا آن‌جا که توانسته بود از اطراف خود و دوستان و پدر و مادر و همشریان طلب بخشش کرده بود و خود را برای عروج و پرواز آماده‌تر کرده بود هر چند اطرافیان نمی‌دانستند اما از درون خود را سبک‌تر کرده بود من و شهید از نوجوانی با هم بودیم و خاطرات عظیمی از هم داریم که بیان می کنم: قبل‌از اعزام در شهرستان نورآباد من یک جفت پوتین داشتم در یکی‌از همایش‌ها و راهپیمایی‌ها آن‌ها را به مسعود داده بودم و آن‌ها را به امانت گرفته بود من به جبهه اعزام شده بودم و او نیز بعداً اعزام شد من به‌عنوان نیروی رزمی و ایشان با توجه به این‌ که طلبه بود به تبلیغات مشغول بود خودمان را برای عملیات آماده می‌کردیم و مشغول تمرین برای اعزام به مناطق جنگی در یکی‌از پادگان‌های شهر سنندج مستقر بودیم خبر اعزام گردان حمزه سیدشهدا از لشگر ۵۷ ابوالفضل و ما نیز بایست همراه گردان باشیم در کناری ایستاده بودیم و مشغول صحبت و شوخی بودیم بحث پوتین باعث شد که مسعود از من بابت آن حلالیت بخواهد من هم به شوخی به او گفتم که می‌خواهی از این طریق پوتین را ازآن خودت کنی که شما کجا و شهید شدن کجا بحث ادامه داشت و مرتباً بابت آن حلالیت می‌طلبید هرچند پوتین را به او هدیه داده بودم و ایشان می‌گفت شاید تیری اشتباهی به من خورد و من شهید شدم آن شب من و مسعود و سید جعفر در چادر تبلیغات خوابیده بودیم من و مسعود آن شب به‌دلیل نبود پتوی کافی برای خواب پیش هم و زیر یک پتو خوابیدیم و تا نیمه‌های شب از خاطرات خودمان تعریف کردیم. فردای آن روز حدود ساعت ۲ بعد از ظهر بود که معلوم شد باید غروب حرکت کنیم که به‌ دلیل پایین بودن دمای هوا آب داخل حوض پادگان یخ زده بود و کنار حوض ایستاده بودیم مسعود با دست یخ‌های روی آب را کنار زد و آماده برای غسل کردن داخل حوض بزرگ شد هرچه گفتم که سرما می‌خوری و برای بدن ضرر دارد گوش نکرد و ایشان گفت قبل‌از اعزام به عملیات باید غسل کنم و یادآور شد که شاید این آخرین غسل من باشد و من می‌خواهم قبل‌ از اعزام به منطقه جنگی غسل ویژه شهادت نمایم و شاید آن لحظات ما معنای حرف‌های خود را به‌ خوبی درک نمی‌کردیم. نحوه شهادت بعد از اعزام و تقسم‌بندی برای عملیات نصر ۸ در ارتفاعات گرده رش آماده شدیم و از این بیان شهید بنا بر تقسیم‌بندی می‌بایست به‌عنوان نیروی پشتیبانی در پشت خط می‌ماند و ایشان در صورت نیاز بعداً اعزام به خط اول می‌شد و چون خبر به مسعود می‌رسد او بی‌قرار می‌شود و از شدت ناراحتی به خودش می‌پیچد و دوست داشت همراه گردان به خط اول در عملیات شرکت کند در آن لحظات حرکات شهید توجه همه را به خود جلب کرده بود. او از فرمانده گردان و دیگر مسئولان گردان درخواست نمود که او را به همراه خود نیز ببرند به هر طریقی که شد موفق شد همراه گردان اعزام شود در تاریخ بیستم آبان‌ماه سال ۶۶ نیمه شب به منطقه جنگی رسیدیم و بعد از حرکت از رودخانه و دره‌های پیچ در پیچ به مقر اصلی رسیدیم و برای عملیات در دل شب آماده شدیم من و مسعود به‌ دلیل متفاوت بودن جایگاه نتوانستیم در آن شب با هم باشیم حدود ساعت سه شب بود که به میدان مین دشمن رسیدیم در حالی‌که معبر مین باز شده بود اما نمی‌دانم چگونه بچه‌های گردان گرفتار مین شدند و با برخورد با مین در لحظات اولیه چند نفری از بچه‌های گردان زخمی شدند ازجمله فرمانده گردان آقای بوالفتح و با خبردار شدن دشمن نزدیک بود در دام دشمن گرفتار شویم زیرا ما در سراشیبی تپه‌های خود گرفتار کنند اما معجزه الهی و همت بچه‌ها باعث شد که با هدف قرار دادن انبوهی از خمپاره از طرف دشمن خودمان را برای پا تک دشمن آماده‌تر کنیم زیرا می‌دانستیم آتش دشمن احتمالاً پاتک بسیار زیاد است در همین لحظات بود که ترکش یکی‌ از خمپاره‌ها به قلب کوچک و نازنین دوست‌مان اثابت نمود و او را برای پرواز ملکوتی آماده نمود.    

حمایت از روحانیت متعهد را فراموش نکنید

شهید «محمد دادخواه» همزمان با عید نوروز سال 1341 در شهرستان «بروجرد» به دنیا آمد. نام پدرش «حسین» بود و مادرش «ملیحه» نام داشت. وی تا پایان دوران دبیرستان تحصیلاتش را ادامه داد و موفق به اخذ مدرک دیپلم شد. در دوران جنگ تحمیلی مانند سایر جوانان ایران‌زمین تجاوز دشمن بعثی به خاک میهن‌مان را تاب نیاورد و به میادین نبرد حق علیه باطل شتافت تا اینکه در 1362/4/30 در «بوکان» به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پس از انتقال پیکر پاکش به شهرستان «بروجرد»، در گلزار شهدای این شهرستان به خاک سپرده شد. متن کامل وصیت‌نامه شهید «محمد دادخواه» به نام آن کس که کارها به نام او شروع و به یاد او تمام می‌شود. سپاس خدایی را که هنگامی که آسمان‌ها و زمین را گسترد، هیچ‌کس را به گواهی نطلبید و آنگاه که جان‌داران را آفرید، هیچ‌کس را به یاری نگرفت. ای پروردگار من، از شر وسوسه‌های شیطانی و نفس اماره به درگاه تو پناه می‌برم. بارالها، مرا از لشکریان خودت قرار دِه که لشکریان تو چیره‌اند و مرا از حزب خود حساب کن و به حساب آور که حزب تو رستگار است و مرا از دوستان خویش معین فرمای که دوستان تو را نه بیمی است و نه اندوهی.  بارالها، دین من را اصلاح کن که دین نگه دار کار من است و آخرت مرا اصلاح کن که آن سرای قرارگاه من است و از همسایگی فرومایگان قرارنده و زندگی را برای من افزایش در امر خیر قرار بده و وفات و شهادت من را آسودگی از هر شری قرار ده. بارخدایا بر محمد (ص) خاتم پیامبران و کامل‌کننده وعده فرستادگان و بر خاندان طیب و طاهر او درود و بر یاران برگزیده‌اش. ای پروردگار ما به تو توکل داریم و به تو روی آوردیم و بازگشت همه به سوی توست.  با درود بیکران به پیامبر پاک اسلام و امام زمان (عج) و نایب بر حقش امام خمینی و با سلام به تمام شهدای پاک اسلام از صدر اسلام تا کنون و مجروحین از جان گذشته و سلام بر خانواده عزیزم. ای پدر و مادر عزیزم، امیدوارم که با شهادت خود شما را در برابر حضرت زهرا (س) روسفید کرده باشم و پسر شایسته و ارزنده‌ای برای شما بوده باشم. ای پدر و مادر، از تمام زحماتی که تاکنون برای من کشیده‌اید، ممنون هستم و امیدوارم که خداوند اجر تمام زحمات و رنج‌های شما را در آخرت بدهد. و ای مادر، چه شب‌هایی که برای بزرگ کردن من بیداری می‌کشیدید و رنج و زحمت را تحمل کرده‌ای تا بتوانی فرزندی شایسته و مؤمن و با ایمان تحویل اسلام و امام زمان (عج) و نایب بر حقش داده باشی. و سلام بر خواهران رهرو زینب (س)؛ امیدوارم که همچنان پیرو حضرت زینب (س) باشید و در راه اسلام و رهبر قدم بردارید و نگذارید که رهبر تنها بماند. ای خانواده عزیزم، می‌خواستم چند نکته را برای شما یادآور باشم. این رهبر را تنها نگذارید و از رهنمودها و فرمایشات او پیروی کنید چه در اعمالتان و چه در گفتارتان. حمایت از روحانیت مبارز و متعهد و مسئولین خدمتگزار به اسلام را فراموش نکنید و آنها را با هر وسیله ای که می‌توانید، پشتیبانی کنید و از شهادت من، البته اگر سعادت داشته باشم، هیچ‌گونه ناراحتی نداشته باشید؛ چون شهیدان پیرو سالار شهیدان امام حسین (ع) مظلوم هستند. ای پدر و مادر من مقداری نماز و روزه قضا دارم که آنها کفاره دارد و قضای آن را بر جای آورید و مقداری پول و اثاث که باید خمس آنها را بدهید و در آخر امیدوارم که مرا حلال کنید، اگر عمل زشتی و نادرستی از من سرزده باشد. دیگر وقت خداحافظی و وداع رسیده. نمی‌دانم چرا انسان در موقع خداحافظی حرفی برای زدن ندارد و تمام مطالب و حرف‌ها از یادش می‌رود و تنها حرفی که بخاطر می‌ماند، دعا برای امام است. دعا کنیم که خدا طول عمر زیادی به امام امت دهد تا او بتواند این انقلاب را تا ظهور امام زمان (عج) و تا انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) رهبری کند. انتهای پیام/

جایگاه رهبری و ولی فقیه در کلام شهدای لرستان

با بررسی وصایای شهدا به عشق و محبت عمیق بین آنها و امام خمینی (ره) و جایگاه ارزشمند ولایت مطلقه فقیه پی می‌بریم. در لابه لای خطوط این وصیت‎نامه‎ها بارها و بارها بحث پیروی از ولی فقیه به میان آمده است و انگیزه اساسی از رفتن به جبهه را تبعیت از رهبری عنوان کرده‌اند. بدین منظور برخی از وصیت‎نامه‎های گوهربار شهدای لرستان را ورق زدیم و مطالبی را که مرتبط با جایگاه ولی فقیه و رهبری بود، گلچین کرده و در متن ذیل آوردیم: شهید علی اصغر اسلامی «پدر و مادرم، اگر شهید شدم، مبادا در سوگم گریه کنید، مبادا از پیروی ولایت فقیه و رهبری حضرت امام کوتاهی کنید، زیرا معصیت کار و گناهکار حساب می‌شوید. قرآن را بخوانید و در تمامی دعاها شرکت کنید. پیرو ولایت فقیه باشید. اوامر واجب حضرت امام را اطاعت کنید. فرزندان را خوب تربیت کنید طوری که تربیت الهی باشد.» شهید نادر الفتی یوسفیان «کسی که ادعای اسلام دارد باید دستور امام خمینی را عمل نماید و دستور امام، دستور جد بزرگوار او می‌باشد، دستور جد بزرگوارش فرمان خداوند است. خدای ناکرده غافل نشوید که فردای قیامت پشیمان شوید. امیدوارم تمام مستضعفین مورد هدایت راه خدا و رسول خدا (ص) باشند.» شهید ابراهیم امیدی «خدایا، شهادت در راه خودت و اسلامت نصیبم کن و مرا در صف شهدای اسلام قرار بده و این بنده کوچک خودت را از بندگان خوب، مؤمنین به پیامبرت حضرت محمد (ص) و از شیعیان ولیت حضرت علی (ع) و از مطیعان ولی امرت حضرت مهدی (عج) و نائب برحقش خمینی بت شکن قرار ده.» شهید بهمن بیرانوند «از شما مردم قهرمان ومسلمان ایران خواهشمندم که اطاعت از ولایت فقیه را واجب بدانید و جان فدا کردن در این راه را هدف خود بدانید. هرگز از کمبود چیزی شکایت نکنید به یاد جان دادن رزمنده‌ها بیفتید که چطور غریبانه جان می‌دهند.» شهید سید علی پروانه «ای خدای مهربان تو خود می‌دانی که برای چه این راه را انتخاب کرده‌ام. در این راه از هیچ کوششی دست نخواهم برداشت. تو آگاهی که من با شناخت و آگاهی و رهنمودهای امام امت، ولایت فقیه و نائب امام زمان (عج)، به میدان نبرد جنگ حق علیه باطل شتافتم.» شهید حسینعلی پیش‌داد «برادران عزیزم، هر وقت به یاد من افتادید و دلتان شکست برای امام دعا کنید و پیروزی اسلام و آمرزش من را از خدا طلب نمایید و راه من که همان خط امام و ولایت فقیه است را ادامه بدهید و ان‌شاء الله همه شما از سربازان امام زمان (عج) باشید و سخنان امام را مو به مو عمل کنید و قدر پدر و مادر را بدانید و به امامان احترام بگذارید تا ان‌شاء الله عاقبت شما بخیر باشد.» شهید ابراهیم ترک «امت حزب الله، وحدت را حفظ کنید تا دشمن نتواند ضربه‌ای به شما بزند مساجد را حفظ کنید که مساجد سنگر است. خواهران و برادران، پشتیبان روحانیت باشید. امام خمینی را تنها نگذارید که تمام ابرقدرتها از امام درهراسند، امام را تنها نگذارید که نائب امام عصر (عج) و پیشوای برحق مسلمین است.» شهید احمد سبزی «بکوشید تا با یاری خداوند منافقین را از دنیا ریشه کن کنید و شما با تکیه بر بازوی ولایت فقیه این کار را می‌توانید انجام دهید و همیشه گوش به سخنان رزهبر باشید. شما را به خون شهدا قسم می‌دهم که پیام شهدا را عمل کنید و می‌بینیم که شهدا چه گفتند، آن‌ها همیشه می گویند که گوش به حرف رهبر و پیرو ولایت فقیه باشید و از ارگانهای انقلابی پشتیبانی کنید.» شهید روح الله سپهوند «بدانید دنیا محل امتحان است، محل کشت است و در روز محشر باید نتیجه آن را ببینی آن کس بدبخت است که در روز قیامت خداوند نتیجه کردارش را به دست چپ او بدهد پس باید چه کرد که امام زمان (عج) از ما راضی باشد. معلوم است اطاعت از فرمان حق تعالی و از قرآن کنیم. پیرو ولایت فقیه باشیم.» فضل الله عالی پور «با دورود فراوان به صاحب عصر (عج) و نایب برحقش امام خمینی. اینجانب ضمن آرزوی موفقیت برای تمامی رزمندگان اسلام پیروزی هرچه باشکوه‌تر حق علیه باطل را از خداوند متعال خواستارم.» شهید محمد قره سواری «و شما مجاهدان و رزمندگان فی سبیل الله و ما و همه به حق که باید قدر این نعمت عظمی یعنی وجود مبارک حضرت امام خمینی را بدانیم که ایشان با رهبریهای پیامبر گونه‌اش و صبر و استقامت نمونه‌اش پوزه جهانخواران را به زمین مالید و کمر آنها را خرد کرد.» شهید غلامحسین خرم آبادی «ای برادرانم، شما پشتیبان ولایت فقیه و روحانیت مبارز و در خط امام باشید و هیچ گاه به هر قیمتی که شده امام را تنها نگذارید و ای خواهرانم، شماهم مانند زینب (س) زینب زمان باشید و حجابتان را حفظ کرده که مشت محکم و سنگر مهمی بر علیه کافران و از خدا بی خبران می‌باشد.» انتهای پیام/

قسمت اول/دست‌نوشته‌های شهید «داوود علی‌پناه»

شهید «داوود علی‎پناه» در پانزدهم خرداد سال ۴۲ در شهرستان «خرم‌آباد» به دنیا آمد. پدرش «محمد» و مادرش «صغری» نام داشت. تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت. از طریق بسیج به جبهه اعزام شد که در تاریخ ۶۳/۱۲/۲۱ در سن ۲۱ سالگی با سمت فرمانده گروهان نجف اشرف، در عملیات «بدر» در شرق دجله بر اثر اصابت ترکش به سر و صورت، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش قرار دارد. دوستان و همرزمان او در گروهان نجف سعی کردند با گردآوری مجموعه‌ای از دست‌نوشته‌های ساده و صمیمانه این شهید بزرگوار که در بحبوحه جنگ نوشته شده‌اند، گامی هر چند کوچک، ولی با ارزش در نگهداری و انتقال آن‌ها به نسل جوان امروز و نسل‌های آینده بردارند. در متن ذیل بخشی از این دست نوشته‌ها آمده است: «سلام و درود بی پایان بر امام خمینی و کلیه شهیدان اسلام و امت شهیدپرور و پیکارجوی ایران، مدت‌ها بود که تصمیم گرفته بودم که اندک خاطراتی که از رفتن به جبهه‌ها داشتم، بنویسم و اکنون با وجود نداشتن قدرت نگارش خوب، سعی در این دارم که آنچه به ذهنم می‌رسد به روی کاغذ بیاورم. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران توطئه‌های ابرجنایتکاران تاریخ بشریت بر علیه ایران اسلامی یکی پس از دیگری شروع شد و چون تمامی توطئه‌ها بوسیله کمک‌های الهی، رهبری امام خمینی و وحدت امت حزب الله با شکست روبرو شد، دست به توطئه عظیمی که حاکی از آخرین تلاش و حربه آنان می‌باشد، زدند. یعنی جنگ را بر ما تحمیل نمودند. دشمن با تمام قدرت و به خیال تصرف ایران به ما حمله نمود از طرفی امت حزب الهی ایران با چنگ و دندان خود را به جبهه‌ها می‌رساندند. در این موقع یعنی سال ۱۳۵۹ اگر اشتباه نکرده باشم من فقط ۱۷ سال داشتم که اولین گروه از رزمندگان به جبهه‌ها اعزام شدند و دومین گروه نیز آماده اعزام بودند که من سعی نمودم با آن‌ها بروم، ولی به علت سن پایین و جثه کوچک، بشدت با رفتن من مخالفت می‌کردند به ناچار هنگامی که رزمندگان سوار بر اتوبوس می‌شدند، من نیز به کمک دوستان از پنجره اتوبوس وارد شدم و نیز هنگامی که به «ایلام» رسیدم و مشخصات ما را می‌نوشتند، وقتی از من پرسیدند که چند سال داری؟ گفتم که متولد ۱۳۴۰ هستم یعنی دو سال برخود افزودم و به این ترتیب ما را به اردوگاهی واقع در چند کیلومتری ایلام بردند که «سرتان» نام داشت. در آنجا ما را تعلیم می‌دادند. از صبح تا شب بوسیله تکاوران از این کوه به آن کوه می‌دویدم انواع سلاح‌های سبک و نیمه سنگین و انواع خیز‌ها و خلاصه آموزشات کافی می‌دیدیم. آن وقت اوایل جنگ بود. چون با جبهه فاصله داشتیم، آذوقه به زحمت می‌رسید. آذوقه ما مرکب از نان خشک و خرما و گاهی کنسرو که از پشت جبهه می‌رسید. در یکی از این روز‌ها بود که یک روحانی به نام «محمودی» به «ایلام» آمد و گویا مدتی در فلسطین مبارزه کرده بود همه ما را در یک جا جمع نمود و طی سخنرانی پر هیجانی گفت که من از میان این جمعیت ۴۰ تا فدایی می‌خواهم. در میان آن جمعیت داوطلبان زیادی بودند، ولی من نخستین کسی بودم که بلند شدم به این ترتیب یک گروه ۴۰ نفره شدیم که هر روز آموزشات سختی را می‌دیدیم. چند تا متخصص تخریب، ما را آموزش دادند. آنچه لازم بود فرا گرفتیم و نیز عده‌ای از بچه‌ها را به عملیات بردند بدون هیچ گونه برنامه‌ای؛ که در این عملیات برادر «احمد میراحمدی» به شهادت رسید و پس از چند روز پیکر پاکش را از زیرسنگر‌های مزدوران آوردند و به «خرم آباد» فرستادند و از آن پس بعلت نبودن برنامه صحیح هر روز عده‌ای از برادران به «خرم آباد» بر می‌گشتند و ما نیز مدت ۱۵ روز بود که آنجا آموزش می‌دیدیم و بعد از آن به «خرم آباد» برگشتیم. مدتی در «خرم آباد» بودم که یکی از دوستان به من گفت که فردا عده‌ای از عشایر «الشتر» به «کرمانشاه» خواهند رفت تا از آنجا اعزام شوند و ما فردا صبح آن‌ها را پیدا کردیم و با آن‌ها به طرف ستاد بسیج عشایری «باختران» براه افتادیم و در آنجا باز هم با اعزام من به جبهه مخالفت شد، ولی با تلاش زیاد آن‌ها را قانع کردم گرفتاری‌های من از آنجا شروع شد که تجهیزات من شامل یک جفت پوتین شماره هشت که بزحمت آن‌ها را می‌کشیدم و دو عدد پتو و یک کیسه و یک قبضه اسلحه برنوی بلند بود. خلاصه کارت عضویت صادر کردند و تاریخ اعزام ما به جبهه ۵۹/۰۸/۱۸ بود. در این تاریخ از «باختران» به طرف «گیلان‌غرب» حرکت کردیم با یک دنیا شور و عشق به جبهه. وقتی به گیلانغرب رسیدیم، شب بود و به یک مسجد رفتیم و بعد از خواندن نماز خوابیدیم و صبح به طرف «دار بلوط» حرکت کردیم. جاده بسیار خراب بود و با زحمت خود را بر روی ماشین ارتشی نگه می‌داشتیم. به محض اینکه به «دار بلوط» رسیدیم عده‌ای از برادران به استقبال ما آمدند که آن‌ها نیز قبل از ما به آنجا آمده بودند و جز گروه ما به حساب می‌آمدند و نیز عده‌ای از برادران ژاندارمری آنجا بودند که یک قبضه خمپاره ۱۲۰ میلی متری همراه داشتند. از ماشین پیاده شدیم و شروع کردیم به چادرزدن، دراین موقع یکی از برادران عشایر که زودتر از ما اعزام شده بود، ما را در زدن چادر یاری می‌نمود. بعد از آنجا رفتیم که غذا بگیریم و ما، چون خود غذا درست می‌کردیم به ناچارد جز سیب زمینی پخته نداشتیم». انتهای پیام/

آخرین ویدئوها و تصاویر

نمایشگاه و همایش ها

آرشیو

نمایشگاه عکس «گمنامی» در خرم آباد

نمایشگاه عکس «گمنامی» آثاری از هنرمند لرستانی «امیر امیدنژاد» با موضوع تشییع شهدای گمنام و مدافع حرم در گالری «مهر» حوزه هنری انقلاب شهرستان خرم آباد برپا شد.

برپایی نمایشگاه «عکس انقلاب» در خرم آباد

به مناسبت چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی ایران، نمایشگاهی از آثار عکاس دوران انقلاب و دوران دفاع مقدس «حسن مرادی» با عنوان «عکس انقلاب»، در سالن «نگار خانه» اداره کل ارشاد اسلامی لرستان افتتاح شد.

خاطرنشان می‌شود، این نمایشگاه که چهل عکس از روزهای انقلاب در لرستان به نمایش گذاشته شده است، با همکاری اداره حفظ آثار و نشر ارز شهای دفاع مقدس لرستان، اداره کل ارشاد اسلامی لرستان و بسیج هنرمندان لرستان بر پا شده است.